الملا فتح الله الكاشاني

346

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

مدتى از آن تمتع گرفته اكنون صاحبش آن را از وى طلب مىكند وى از آن كراهت دارد و نمى خواهد كه وديعهء او را رد كند ابا طلحه گفت بيخرد و بىانصاف كسى خواهد بود زن گفت بدان كه آن پسر كه بعاريت خدا بما داده بود از ما گرفت پس شرط ديندارى و حق گذارى آنست كه با رضا و تسليم قرين شويم و با صبر و سپاس دارى همنشين مرد گفت نيكو گفتى * ( إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ ) * چون از تجهيز وى فارغ شد نزد رسول ص آمد رسول ص فرمود بارك اللَّه فى ليلتكما خدا شب گذشتهء شما را بر شما مبارك گر داناد پس حقتعالى پسرى ديگر به او داد و عقبش از وى باز ماند * ( أُولئِكَ ) * آن گروه كه در مصايب صبر و شكيبايى ورزند و رجوع بكلمهء استرجاع نمايند * ( عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ ) * بر ايشان است رحمتهاى بسيار * ( مِنْ رَبِّهِمْ ) * از نزد پروردگار ايشان * ( وَرَحْمَةٌ ) * و نعمت عظيمه و گفته‌اند مراد از رحمت بهشتست چه بهشت را بعنوان رحمت ذكر فرموده در كريمهء وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَتِ اللَّه * ( وَأُولئِكَ هُمُ ) * و آن گروه ايشانند نه غير ايشان * ( الْمُهْتَدُونَ ) * راه يافتگان به حق و صواب كه آن رضا و تسليم است يا به كلمه استرجاع كه ثواب عظيم بر آن مترتب است يكى از اصحاب روايت كرده كه حضرت چون اين آيه خواندى گفتى نعم العدلان يعنى صلوات و رحمت نيكو دو عدل يكديگرند و دو تاى بار هم سنگ و نعم العلاوة الاهتداء و اهتدا خوش سرباريست و در انوار آورده كه ( صلاة ) در اصل بمعنى دعا است و از جانب حق تعالى تزكيه و مغفرتست و جمع آن تنبيه است بر كثرة و تنوع آن و مراد برحمت لطف و احسان است عاجلا و اجلا انتهى كلامه از جعفر بن محمد الصادق عليهم السلام مرويست كه سبب نزول اين آيه آن بود كه چون حق تعالى آيه وَإِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّه بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ انزال فرمود رسول خدا ص فرمود نعم الخليل ابراهيم ابتلى فصبروا عطى فشكر و لو لا انى اخاف عترتى لسالت لهم الامانة و ما لهم و الدنيا فانهم خلقوا للآخرة و خلقت الدنيا لهم نيكو دوستى بود ابراهيم ع ابتلا و امتحان او كردند بانواع مشقت و او صبر كرد و اصلا چيزى كه دلالت بر جزع و بىصبرى كند از او صادر نشد و نعمت به او دادند بشكر گذارى آن اقدام نمود و به هيچ وجه اثر كفران از او مشاهده نگشت و به جهت اين خلعت امامت در بر او كردند و اگر من بر عترة خود نميترسيدم براى ايشان از حق تعالى امامت ميخواستم چه ايشان براى آخرت آفريده شده‌اند و دنيا براى ايشان مخلوق گشته جبرئيل ع آمد و اين آيه يعنى و لنبلونكم الخ آورد آن حضرت أمير المؤمنين ع را طلبيد و اين آيه بر او خواند و فرمود هذه كلماتك و كلمات ابراهيم هى الشمس و القمر اين كلمات تست كه اقتفا به آن منتج مرتبهء امامتست و كلمات ابراهيم شمس و قمر بود كه به آن رتبهء امامت يافت ( و لقد